رفراندم رفراندم راه نجات مردم
هر فیلم 140 تومان
مجموعه ۹۵ فیلم ۲۰۰۹ با کیفیت بالا به همراه زیر نویس فارسی |
طراحی سایت
طراحی و بهینه سازی سایت ثبت دامنه و هاست لینوکس |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
- از گذشته مونده و صداش خراب شده و آدم رو آزار می ده.
- در شهرستانها هنوز مورد استفاده قرار می گیره.
- صداش از راه دور در همه جای دنیا به گوش می رسه. ...
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
همان احمدی نژاد، یک سال قبل: عامل همه مشکلات اقتصادی دولت های خارجی هستند.
همان احمدی نژاد، یک روز قبل: عامل همه مشکلات اقتصادی دولت نهم است.
همین احمدی نژاد، یک سال بعد: عامل همه مشکلات، رئیس جمهور است، من نیستم.
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
فرصت: دولت و شورای نگهبان می خواستند فرصت را تلف کنند تا ما نتوانیم در انتخابات حضور فعال داشته باشیم، به همین دلیل ما هم در تمام این مدت فرصت را از دست دادیم.
دولت: مردمی که به خاتمی رای دادند، در حقیقت با نظام بیعت کردند، مردمی که علیه خاتمی هم رای دادند، با نظام بیعت کردند، در هر حال هر کسی به هر کسی رای داده باشد با نظام بیعت کرده است.
دقت در سیاست: ما فکر کردیم اینها می خوان رفسنجانی رای بیاره، رفتیم به احمدی نژاد رای دادیم، نگو اصلا بازی شون همین بود، ما هم اصلا حواس مون نبود.
رای: عجب غلطی کردیم دفعه قبل رای ندادیم، حالا اگر رای بدیم فایده نداره، این دفعه رای نمی دیم.
من: من دوست دارم خاتمی رای بیاره، ولی هرگز حاضر نیستم توی انتخابات اینها شرکت کنم، افتخار می کنم که شناسنامه من تا به حال یک مهر هم نخورده.
دوم خرداد: دوم خرداد مردم رای دادن، نتیجه اش این شد، حالا دیگه ما رای نمی دیم، البته من دوم خرداد هم رای ندادم.
صندوق: ما به هر کی رای بدیم، اینها همونی که دل شون می خواد از توی صندوق درمی آرن.
کار یک سره: ما رای نمی دیم که کار اینها یک سره بشه، دنیا بیاد بزنه پدر اینها رو دربیاره، ولی اگر تمام دنیا هم بخواد به ایران حمله کنه خودم می رم باهاشون می جنگم و نمی گذارم مملکتم دست اونها بیفته.
تحریم: ما اگر تحریم کنیم سی درصد هم توی انتخابات شرکت نمی کنن، البته اگر احمدی نژاد سرکار اومد بخاطر تحریم کردن ما نبود، مگه ما چند درصد هستیم؟
صلاحیت: ما می دونیم اونها صلاحیت های نامزدهای ما رو رد می کنن که ما در انتخابات شرکت نکنیم، تا خودشون پیروز بشن، ما هم در انتخابات شرکت نمی کنیم تا اونها پیروز بشن.
نامزدها: ما گفته بودیم در انتخاباتی که صلاحیت نامزدمان را رد کنند، شرکت نمی کنیم... اما اکنون با وجود اینکه صلاحیت نامزدهای مان را رد کردند لازم است در انتخابات شرکت کنیم.
مردم: مردم هرگز به خاتمی رای ندادند، آنها برای لج کردن با ناطق به خاتمی رای دادند، مردم از لج هاشمی به اصلاح طلبان مجلس ششم رای دادند، مردم از لج هاشمی به احمدی نژاد رای دادند، یک سال بعد هم مردم از لج احمدی نژاد برای انتخابات خبرگان به هاشمی رای دادند.
همراه شو عزیز!
وقت زیادی نداریم. با این فرض حرکت کنیم که گروهی تصمیم دارند رای سازماندهی شده به اصولگرایان بدهند، گروهی هم قطعا در انتخابات شرکت نمی کنند، در این میان گروهی هستند که به دلیل از دست رفتن فرصت تبلیغاتی اصلاح طلبان، بدون اینکه موضع مخالفی با حضور در انتخابات داشته باشند، در جریان انتخابات و حضور اصلاح طلبان نیستند، برای اینکه در این دو روز باقی مانده بتوانیم تعداد رای اصلاح طلبان را بالا ببریم برخی موارد را مورد توجه قرار دهیم.
سیستم آنتی کیهان: در حال حاضر کیهان و صدا و سیما و نشریات راست با تمام قدرت روی این موضع متمرکز شده اند که « عوامل دشمن و مخالفان و عناصر مساله دار» انتخابات را تحریم کردند، اما ملت ما با شرکت در انتخابات مشت محکمی به دهان کسانی که انتخابات را تحریم می کنند، می زنند.... کیهان و رسانه های دولتی به بهانه این که بگویند تحریم بی تاثیر است، هر روز خبرهای تحریم را پوشش می دهند.
سیستم گوش مفید: برای قانع کردن کسانی که قصد تحریم دارند وقت نگذارید، وقت مان را برای تبلیغ برای کسانی بگذاریم که اطلاعات کافی ندارند یا انگیزه زیادی ندارند.
سیستم سریش: هر کسی را که می توانید قانع کنید، با تمام افرادی که آشنا هستید تماس بگیرید و با آنها قرار شرکت در انتخابات را بگذارید و تا روز برگزاری انتخابات وقتی مطمئن نشدید رای داده اند، آنها را رها نکنید.
سیستم میخ: تمام وقت آزادمان را یک نفری و چند نفری در خیابان بگذرانیم، تا می توانیم سعی کنیم در مقابل تلاش دولت که می خواهد فضای انتخابات سرد باشد، کوشش کنیم. خلاء تبلیغاتی و رسانه ای را از طریق حضور دائمی در خیابان پر کنیم.
سیستم لیستی: به نظر می رسد که خیلی ها اطلاعات کافی در مورد نامزدها ندارند، سعی کنیم از هر طریق فهرست اصلاح طلبان را به دست کسانی که اطلاعات کافی ندارند بدهیم.
سیستم برو مستقیم، نزن چپ: به هیچ وجه علیه رقبای هم خانواده اصلاح طلبان تبلیغ نکنید، مستقیما برای لیست اصلاح طلبان تبلیغ کنید. مشکل کروبی را بعدا در الیگودرز حل می کنیم.
سیستم دیواری: تا می توانید سعی کنید از فضای شخصی مثل اتومبیل، دیوار خانه، فضاهای در دسترس خیابانی برای تبلیغ لیست اصلاح طلبان استفاده کنید. به جای استفاده از پوسترهای رسمی از نوشته های شخصی استفاده کنیم، به لیست اصلاح طلبان رای دهیم.
رفراندم رفراندم راه نجات مردم
خیلی حال خرابی است. مثل انتخابات های گذشته همه دوستان چت سنگین کردند. به نظرم می رسد همه می خواهند حیثیت سیاسی شان را برای روز مبادا نگه داریم و گاهی یادشان می رود که از روز مبادا یک ماهی هم گذشته است. با یکی از دوستان در ایران حرف زدم، گفت خبری از انتخابات نیست که نیست. به یکی از دوستان تازه به فرنگ آمده هم گفتم چطوری؟ گفت: با شرکت در انتخابات مخالفم. با یکی از دوستان مقیم آمریکا حرف زدم، از او پرسیدم، در انتخابات شرکت می کنی؟ گفت: « حتما، باید به اوباما رای بدهیم.» می خواستم بپرسم: در انتخابات ایران چی؟ اما نپرسیدم، چون احتمالا باید توضیح می دادم که در ایران انتخابات در حال برگزاری است و باید می گفتم که انتخابات چهار روز دیگر برگزار می شود و اگر همه اینها را می گفتم احتمالا خوابش می گرفت. البته فقط او در حال خواب نیست، به نظرم خیلی ها در حال خوابند، اصولا خواب چیز خوبی است، فقط مشکلش این است که به قول آقای کروبی وقتی از خواب بیدار می شوی می بینی نتیجه انتخابات عوض شده. به همین دلیل به برخی مسائل مربوط به گذشته و چراغ و آینده توجه کنید.
گذشته، چراغ، راه
گاهی اوقات واقعا نمی شود تشخیص داد که کدام گذشته چراغ راه کدام آینده است، چرا که گذشته گاهی چنان از ما دور است که اصلا نور چراغش را نمی بینیم، به همین دلیل راه آینده هم معلوم نمی شود. مثلا همین اتفاقاتی که در انتخابات یک سال قبل و دو سال قبل و سه سال قبل و چهار سال قبل و پنج سال قبل افتاد. گذشته دوران مصدق چراغ راه آینده ماست، چون پنجاه سال قبل اتفاق افتاد، اما انتخابات احمدی نژاد چراغ راه آینده ما نیست، چون سه سال قبل اتفاق افتاد. به نظر می رسد مشکل نزدیک بینی داریم. در همین راستا برخی موارد انتخاباتی گذشته را که قبلا قرار بود چراغ راه آینده باشد، ولی معلوم نیست الآن چراغ راه کجاست یادآوری می کنم.
از نود و نه درصد تا یک درصد و نیم
هشت سال قبل: اگر هاشمی بیاید ما فقط 90 درصد قدرت را خواهیم داشت، پس نباید بیاید تا ما 99 درصد قدرت را داشته باشیم.
شش سال قبل: شوراها حتی ده درصد هم در قدرت سیاسی نقش ندارند، هر کسی می خواهد آن را بگیرد.
پنج سال قبل: اگر وارد انتخابات مجلس هفتم شویم فقط شصت درصد مجلس را می گیریم، بهتر است حیثیت سیاسی داشته باشیم ولی قدرت نداشته باشیم.
سه سال قبل: اگر معین نباشد ما پنجاه درصد قدرت را هم نخواهیم داشت، پس بهتر است همه را بدهیم به آنها.
امسال: در بهترین حالت فقط می توانیم سی درصد مجلس را بگیریم، پس بهتر است اصلا قدرت نداشته باشیم.
نتیجه گیری: ما یا همه قدرت را می خواهیم یا هیچ قدرتی نمی خواهیم.
سازماندهی، استراتژی و تاکتیک
هشت سال قبل: اصلاح طلبان تصمیم گرفتند با تمام قدرت وارد انتخابات مجلس ششم شوند و حداقل هفتاد درصد مجلس را به دست بیاورند، اما چون سازماندهی مناسب نداشتند، تصادفا نود درصد مجلس را به دست آوردند و چون سازماندهی مناسب نداشتند موفق نشدند ریاست مجلسی را که نود درصد آن را در اختیار داشتند به دست بیاورند.
شش سال قبل: صلاحیت اصلاح طلبان برای انتخابات تائید شده بود، شورای قبلی هم دست آنها بود، حزب هم داشتند، سازماندهی هم داشتند، منتهی تا یک هفته پس از انتخابات نمی دانستند می خواهند در انتخابات شرکت کنند. آنها دو سال بعد به این نتیجه رسیدند که شورای شهر مهم است.
چهار سال قبل: اصلاح طلبان به این نتیجه رسیده بودند که باید از حاکمیت بیرون بروند، حاکمیت هم به این نتیجه رسیده بود که آنها باید بیرون بروند، اصلاح طلبان تصمیم گرفتند مجلس را به محافظه کاران بدهند که آنها هر غلطی می خواهند بکنند، آنها هم هر غلطی می خواستند کردند.
سه سال قبل: اصلاح طلبان با دقت تمام و با سازماندهی دقیق نامزدی را انتخاب کردند که می دانستند رای نمی آورد. این اتفاق افتاد، آنها در مرحله دوم شش روز وقت داشتند که به این نتیجه برسند که باید به کسی که طرفدارشان است رای بدهند، نه به کسی که مخالف شان است، برای فهمیدن این موضوع چهار روز صبر کردند و وقتی به نتیجه رسیدند فقط 24 ساعت وقت داشتند.
دو سال قبل: اصلاح طلبان می دانستند که فقط می توانند شش کرسی از پانزده کرسی را داشته باشند، آنها برای اولین بار تصمیم گرفتند همان کاری را بکنند که باید بکنند.
امسال: اصلاح طلبان می دانند که می توانند چهل درصد مجلس را به دست بیاورند، ولی چون دوست دارند هفتاد درصد مجلس را به دست بیاورند همان چهل درصد را هم به دست نمی آورند.
نتیجه گیری: ما دوست داریم، ما می خواهیم، ما حق داریم، اما آنها هم دوست دارند، آنها هم می خواهند و آنها هم حق ما را می توانند بخورند.
نامشروع است، نامشروع خواهد ماند
انتخابات شوراهای شهر نامشروع است، شوراها تشکیل شد.
انتخابات مجلس نامشروع است و مجلس فرمایشی است، مجلس با قدرت تشکیل شد.
انتخابات ریاست جمهوری نامشروع است، احمدی نژاد مقتدرترین رئیس جمهور تاریخ ایران شد.
انتخابات مجلس هشتم نامشروع است، مجلس تشکیل خواهد شد.
نتیجه گیری: هفتاد درصد قدرت های جهان نامشروع هستند، ولی هستند.
عالیجناب سرخ پوش و عالیجناب کروبی
هشت سال قبل، رفسنجانی از سردار سازندگی تبدیل به عالیجناب سرخپوش شد.
شش سال قبل ابراهیم اصغرزاده ازدوست اصلاح طلبان تبدیل به دشمن اصلی انتخاباتی در شوراها شد.
چهار سال قبل کرباسچی از امیرکبیر ایران تبدیل به سازشکار نوکر کارگزاران شد.
سه سال قبل رفسنجانی تبدیل به مفسد اقتصادی شد.
امسال کروبی از شیخ اصلاحات تبدیل به دشمن اصلی اصلاحات شد.
نتیجه گیری: ما در هر حال یک دشمن پیدا می کنیم که به او رای ندهیم.
تحریم باید گردد
شش سال قبل انتخابات شوراها را در حالتی که نهضت آزادی هم تائید صلاحیت شده بود تحریم کردیم چون اصلاح طلبان تنوانسته بودند شهرداری را اداره کنند، در نتیجه احمدی نژاد شهردار تهران شد و ما هیچ تقصیری نداشتیم.
چهار سال قبل انتخابات مجلس را تحریم کردیم، چون مجلس ششم نتوانسته بود هیچ کاری بکند، در نتیجه حداد عادل رئیس مجلس شد.
سه سال قبل انتخابات ریاست جمهوری را تحریم کردیم، چون نه از معین خوش مان می آمد و نه از هاشمی، در نتیجه احمدی نژاد رئیس جمهور شد.
امسال چون نامزدهای اصلاح طلب رد صلاحیت شده اند انتخابات را تحریم می کنیم.
نتیجه گیری: ما اول می دانیم نمی خواهیم در انتخابات شرکت کنیم، بعد دلیل آن را پیدا می کنیم.
رفراندم رفراندم راه نجات مردم


